X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد



خوشبختی

آموزش مهارتهای کلامی زن و شوهر (سید مهدی واعظ موسوی)

تعداد نظرات : 0

با عرض سلام خدمت بازدیدکنندگان محترم، پدرم یک برگه از مغازه اش آورد و گفت که به مغازه ها این برگه رو می دادند و بالاش نوشته شده بود:

آموزش مهارتهای کلامی زن و شوهر

سید مهدی واعظ موسوی

و در آخر صفحه ی بعدش نوشته شده بود:

دهه اول محرم

شنبه (3/8/93) به مدت 11 شب

ساعت 20

سخنران: استاد سید مهدی واعظ موسوی

مداح: مهدی امینی

تربت حیدریه- میدان شهدا- مسجد مهدیه

خلاصه این که مطالب آموزنده ای بود و من براتون تایپ کردم البته فعلا نصفشو و انشاالله بقیشو هم تایپ می کنم. واقعا اگه ما اینجور رفتاری داشته باشیم...

و باید اینجور رفتاری داشته باشیم.

خانم- آقا

1-      خانم: من خواستگارای زیادی داشتم!

آقا: پس من آدم خوشبختی هستم که تو رو به چنگ آوردم!

2-      خانم: من از خانوادت خوشم نمی یاد!

آقا: من که به خانوادت احترام می ذارم!

...


برچست ها : ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,
ادامه مطلب ...
تعداد بازدید : 277
     

تعریف خوشبختی(باربارا دی آنجلیس)

تعداد نظرات : 3

خوشبختی چیزی نیست که به آن برسید: خوشبختی شیوه یا نحوه ای از بودن است. نوعی از بودن و وجود داشتن و احساس کردن در هر لحظه از زمان، آموختنی، فراگرفتنی و تمرین کردنی.


برچست ها : ,,,,,,,,,,,,
تعداد بازدید : 896
     

داستانی کوتاه و جالب درباره ی یک کشاورز هندی (از انتونی رابینز)

تعداد نظرات : 3

داستان درباه کشاورزی است که برای کشیدن گاو اهنش فقط یک اسب داشت. همان اسب  هم فرار کرد. همسایه ها گفتند: چه مصیبتی! کشاورز گفت: شاید. روز بعد اسب همراه دو اسب دیگر برگشت. همسایه ها گفتند: عالی است! کشاورز گفت: شاید.پسر کشاورز سعی کرد اسب ها را رام کند ولی پای خودش شکست.همسایه ها گفتند:وحشتناک است! کشاورز گفت: شاید. روز بعد نیروهای ارتش برای بردن مردان به میدان جنگ به انجا امدند اما پسر کشاورز را به دلیل اسیب دیدگی با خود نبردند. همسایه ها گفتند: اوه تو چقدر خوشبختی! فکر می کنید کشاورز چه پاسخی داد؟....شاید.


برچست ها : ,,,,,
تعداد بازدید : 2216