با این حرف او تمایل شدیدی برای ثروتمند شدن در وی ایجاد شد. او با خود فکر کرد سریع ترین راه برای پولدار شدن فروشندگی است و برای این منظور صابون را انتخاب کرد. ۱۲ سال خانه به خانه صابون فروخت. روزی خبردار شد کارخانه ای را که صابون ها را به او می فروخت به حراج گذاشته اند.او با پس اندازی که جمع کرده بود مبلغی به عنوان بیعانه داد. فولر ۱۰ سال فروشندگی صابون مورد احترام و تحسین بسیاری ار تجار قرار گرفته بود.به انان مراجعه کرد. از دوستانش
شرکت های وام دهی و سرمایه گذاری نیز پول قرض کرد و بعد از تلاش هایش او امروز نه تنها سهام عمده ی یک شرکت بلکه سهام هشت شرکت از جمله: تولید برچسب- لوازم ارایشی- لباس زیر- موسسه ی مطبوعاتی و... را نیز دارد. 

اخیرا وقتی رمز موفقیتش از او سوال پرسیدیم او به جمله ی مادرش که سالها پیش گفته بود اشاره کرد. 

او گفت می بینید من می دانستم چه می خواهم ولی نمیدانستم چطور ان را به دست بیاورم و با استفاده از کتاب فکر کن و ثروتمند شو و کتاب راز سالهای بسیار و ... توانستم دانش رسیدن به اهداف خود را به دست بیاورم. 

اگر بدانید چه می خواهید وقتی ان را ببینید بهتر می توانید ان را تشخیص بدهید.مثلا وقتی کتابی می خوانید متوجه موقعیت هایی خواهید شد که شما کمک می کنند چیزی را که می خواهید به دست بیاورید.مهم اینجاست که فولر زندگی خود را با امکاناتی به مراتب کمتر از انچه که ما داریم اغاز کرد ولی هدف بزرگی انتخاب و برای رسیدن به ان تلاش کرد. 

امیدوارم که تونسته باشم با مطرح کردن خلاصه ای از این داستان کمکی در مفید زندگی کردن شما داشته باشم. ازادید میتونید نظر بذارین میتونیدم نذارید ولی با نظراتتون من ترغیب و تشویق می شم که از وقتم بیشتر برای شما استفاده کنم(البته من کوچیکه شمامو اصلا یه وقت فکر منت گذاری نشه).ممنون مدیر و نویسنده ی وبلاگ: احسان


برچست ها : ,,,,,,,