X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد



خسته

آموزش مهارتهای کلامی زن و شوهر (سید مهدی واعظ موسوی)

تعداد نظرات : 0

با عرض سلام خدمت بازدیدکنندگان محترم، پدرم یک برگه از مغازه اش آورد و گفت که به مغازه ها این برگه رو می دادند و بالاش نوشته شده بود:

آموزش مهارتهای کلامی زن و شوهر

سید مهدی واعظ موسوی

و در آخر صفحه ی بعدش نوشته شده بود:

دهه اول محرم

شنبه (3/8/93) به مدت 11 شب

ساعت 20

سخنران: استاد سید مهدی واعظ موسوی

مداح: مهدی امینی

تربت حیدریه- میدان شهدا- مسجد مهدیه

خلاصه این که مطالب آموزنده ای بود و من براتون تایپ کردم البته فعلا نصفشو و انشاالله بقیشو هم تایپ می کنم. واقعا اگه ما اینجور رفتاری داشته باشیم...

و باید اینجور رفتاری داشته باشیم.

خانم- آقا

1-      خانم: من خواستگارای زیادی داشتم!

آقا: پس من آدم خوشبختی هستم که تو رو به چنگ آوردم!

2-      خانم: من از خانوادت خوشم نمی یاد!

آقا: من که به خانوادت احترام می ذارم!

...


برچست ها : ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,
ادامه مطلب ...
تعداد بازدید : 325
     

قدرت کلمات و جملات(آنتونی رابینز)

تعداد نظرات : 1

نه تنها کلمات تاثیر قابل توجهی در احساسات ما دارند بلکه مجموعه خاصی از کلمات، کلماتی که از آنها به عنوان استعارات استفاده می کنیم، نیز تاثیری غیر عادی و شدید دارند. به عنوان نمونه ممکن است بگویید «از دست جان عصبانی ام» یا میتوانید از این استعاره استفاده کنید:

«جان از پشت به من خنجر زده است» کدام عبارت شدت بیشتری دارد؟ بی شک عبارت خنجر زدن بیشتر روی شما تاثیر می گذارد.

هنگامی که از استعاره ای استفاده می کنید تجربه واقعی تان را توصیف نمی کنید بلکه آن را به گونه ای دیگر بیان می کنید. اغلب استعارات ما شدیدتر از حقایق هستند. جان دقیقا چه کاری کرده بود؟ شاید به قول خودعمل نکرده بود اما تفاوت بین آن کار و عبارت خنجر زدن از پشت وجود دارد. آیا این طور نیست؟

از چه استعاره ای همیشه برای توصیف تجارب دردناک یا خسته کننده استفاده می کنید؟


برچست ها : ,,,,,,,,,,,,,,,
تعداد بازدید : 878
     

داستان گرگ ها

تعداد نظرات : 4

 
یک گله گرگ به پرتگاه پشت جنگل رفتند، سپس دوتا از گرگ ها لیز خوردند و در پرتگاه آویزان شدند، گرگ هایی که بالا بودند فریاد می زدند آهای! الکی تلاش نکنید فقط مرگتان را دردناک تر خواهید کرد. تا به حال هیچ جانوری از این پرتگاه زنده بیرون نیامده است.
یکی از گرگ ها ناامید شد و به قعر دره سقوط کرد و مرد، گرگ دیگر بیش تر و بیش تر تلاش کرد و هر چه سرش داد می زدند که بی فایده است، بیش تر تلاش می کرد تا خسته ودرمانده از پرتگاه نجات پیدا کرد وبه عنوان تشکر گرگ ها را لیس زد.
گرگ ها گفتند پرا از ما تشکر می کنی، اراده و اعتماد به نفس خودت موجب نجاتت شد. ولی در همین موقع بود که فهمیدند گرگ نجات یافته، کاملا کر بوده و فکر می کرده آن ها تشویق می کنند تا از خطر نجات پیدا کند.  
منبع: زیباترین جملات از بزرگان جهان(نسرین عفتی باران)     


برچست ها : ,,,,,,,,,,,,,,
تعداد بازدید : 542