X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد



تلاش

داستان گرگ ها

تعداد نظرات : 4

 
یک گله گرگ به پرتگاه پشت جنگل رفتند، سپس دوتا از گرگ ها لیز خوردند و در پرتگاه آویزان شدند، گرگ هایی که بالا بودند فریاد می زدند آهای! الکی تلاش نکنید فقط مرگتان را دردناک تر خواهید کرد. تا به حال هیچ جانوری از این پرتگاه زنده بیرون نیامده است.
یکی از گرگ ها ناامید شد و به قعر دره سقوط کرد و مرد، گرگ دیگر بیش تر و بیش تر تلاش کرد و هر چه سرش داد می زدند که بی فایده است، بیش تر تلاش می کرد تا خسته ودرمانده از پرتگاه نجات پیدا کرد وبه عنوان تشکر گرگ ها را لیس زد.
گرگ ها گفتند پرا از ما تشکر می کنی، اراده و اعتماد به نفس خودت موجب نجاتت شد. ولی در همین موقع بود که فهمیدند گرگ نجات یافته، کاملا کر بوده و فکر می کرده آن ها تشویق می کنند تا از خطر نجات پیدا کند.  
منبع: زیباترین جملات از بزرگان جهان(نسرین عفتی باران)     


برچست ها : ,,,,,,,,,,,,,,
تعداد بازدید : 526
     

ادامه ی داستان فولر

تعداد نظرات : 6

با این حرف او تمایل شدیدی برای ثروتمند شدن در وی ایجاد شد. او با خود فکر کرد سریع ترین راه برای پولدار شدن فروشندگی است و برای این منظور صابون را انتخاب کرد. ۱۲ سال خانه به خانه صابون فروخت. روزی خبردار شد کارخانه ای را که صابون ها را به او می فروخت به حراج گذاشته اند.او با پس اندازی که جمع کرده بود مبلغی به عنوان بیعانه داد. فولر ۱۰ سال فروشندگی صابون مورد احترام و تحسین بسیاری ار تجار قرار گرفته بود.به انان مراجعه کرد. از دوستانش


برچست ها : ,,,,,,,
ادامه مطلب ...
تعداد بازدید : 510
     

دوستان من دقت کنید...

تعداد نظرات : 16

ما باید در طول مسیر رسیدن به آرزوهامون از تلاشمون لذت ببریم نه وقتی که به اونا رسیدیم مثل یه فوتبالیستی که میدوه تا به توپ برسه ولی وقتی به اون رسید اونو شوت میکنه نباشیم.


برچست ها : ,,,,,,,,,,
تعداد بازدید : 511