رنج (از لابه لای گفته های دکتر ابراهیم میثاق با بازنویسی)

بعضی آدم ها با رنج هایی مواجه می شوند که واقعا تقصیری در آن رنج نداشته اند و نمی توانیم آن ها را رفع کنیم یعنی رنج هایی که دیگر از توان ما خارج است (مشکلات قابل حل را باید تدبیر کرد)، در این جور مواقع باید به خود بگوییم که این سهم رنج ماست و هر کس سهم رنجی دارد، ولی بعضی آدم ها رنجشان، سهم رنج آن ها نیست بلکه سهم جهل آن هاست
 و با خطایی که کرده اند باعث بوجود آمدن این رنج شده اند و در این جور مواقع باید با خود بگوییم که این سهم جهل ماست نه سهم رنج ما.
 آیا رنج هایی که داریم از کدام نوع هستند؟ کدام یک سهم رنج ما و کدام یک سهم جهل ما هستند؟...با خود فکر کنیم...
لطفا به ادامه ی این مطلب توجه کنید که ایشون می گن گه:

پذیرش دو معنا داره، اشتباه بسیاریمون برداشت غلطه است که میکنند، پذیرش در احساس و نپذیرفتن در رفتار، این درسته، یعنی شرایطو من همینه دیگه پذیرفتم، دیگه تو سرم نمی زنم، قر نمی زنم، داد نمی زنم، فریاد نمی زنم، فحش نمی دم، اما در رفتار نمی پذیرم، باز همه ی تلاش ها رو دارم، همواره این تلاشو دارم، شاید بالاخره راهی پیدا شد برای حل قضیه، ما برعکسش عمل می کنیم، در احساس نمی پذیریم، هی قر می زنیم، به زمینو زمان دعوا می کنیم، به این بد می گیم، به اون بد می گیم، خودمون تنهاییم با خودمونم دعوا داریم، به خودمونم لعنت می کنیم، این عدم پذیرش در احساس ولی در رفتار چی می پذیریم، هیچ کاری نمی شه کرد، همینه که هست، این غلطه. در احساس بپذیر، در رفتار نپذیر.